درباره این کتاب:

این داستان از سوی روزنامه وال استریت ژورنال در زمره «داستانهایی که میتواند شما را به هرکجا ببرد»، از سوی اینترتینمنت ویکلی در ردهبندی «در خانه بمانید و بخوانید»، و از جانب سالونز در لیست «بهترین و متهورانه ترین» قرار گرفته است. همچنین این اثر به عنوان «عالی تریرن داستان» در باستلز برگزیده شده است.
یون جه با یک بیماری مغزی به نام آلکسی تایمیا به دنیا آمد که بروز احساساتی مانند ترس یا خشم را برای او سخت میکند. او دوستی ندارد، اما مادر و مادربزرگ ازخودگذشتهاش برای او زندگی امن و رضایتبخشی فراهم میآورند.
خانه ی کوچک آنها بالای کتابفروشی دست دوم مادرش است که با یادداشت های رنگارنگ تزئین شده است. این یادداشت ها به او یادآوری می کند چه زمانی باید لبخند بزند، چه زمانی باید بگوید “متشکرم” و چه زمانی بخندد.
سپس در شب کریسمس – شانزدهمین سالگرد تولد یون جه – همه چیز تغییر می کند. یک عمل تکان دهنده ی ناشی از خشونتی تصادفی دنیای او را در هم می شکند و او را تنها و به حال خودش رها می کند.
یونجی که در تقلا برای کنار آمدن با فاجعهای که برایش رخ داده، گوشۀ انزوا برگزیده، بر سر راه گان، نوجوان دردسرسازی قرار میگیرد که به تازگی به مدرسۀ آنها منتقل شده است.
در کمال شگفتی، پس از چندی میان آن دو پیوندی عجیب شکل میگیرد، که ناگاه زندگی گان به خطر میافتد. یونجی ناچار است پا را از همۀ منطقههای امنی که برای خود خلق کرده بیرون نهد تا شاید قهرمان داستان خود گردد.
درباره نویسنده:

سون وون پیونگ رمان نویسی اهل کره جنوبی است. . او برنده دو جایزه ادبی شده است: سال 2016 برای Amondeu (بادام) و سال 2017 برای Seoreunui bangyeok (ضد حمله سی). رمانهای سون معنای وجود و رشد انسان را بررسی میکنند و با استفاده از شخصیتهای منحصر به فرد و روند سریع داستان مشخص میشوند. رمانها و سناریوهای سون وون پیونگ به مسائل اجتماعی انتقادی اشاره میکنند. چنین ویژگیهایی در آثار او به شیوه منحصر به فرد سون در خلق آثار ادبی و سینمایی مربوط میشود، جایی که او ابتدا یک موضوع را قبل از خلق شخصیتهای مناسب برای موضوع تعیین میکند.
برشی از متن:
مامان زن محبوبی بود. حتی بعد ازینکه برای زندگی پیش مامانی آمدیم، چند تا خوستگار داشت. مامانی می گفت دلیل این که مردها، به رغم شخصیت مرکزگریز مامان، دنبال او راه می افتند، شباهت فوق العاده اش به روزگار جوانی خودش است.
مامان لب و لوچه اش را کج می کرد، اما درنهایت حرف مامانی تصدیق می شد: (آره، مامانیت واقعا خوشگل بوده.)…




شما هم میتوانید در مورد این محصول نظر بدهید.
برای ثبت نظر، از طریق دکمه زیر اقدام نمایید. اگر این محصول را قبلا از فروشگاه اینترنتی کتاب رشد خریده باشید، نظر شما به عنوان خریدار ثبت خواهد شد.
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.